تبليغاتX
یاران وفادار استاد پیمان فتاحی

یاران وفادار استاد پیمان فتاحی

 "  خدا نمرده "

چرا خدا را مرده پنداشته اید ؟ چرا گمان می برید که خداوند نباید و نمی تواند با مخلوق و بنده ی خود ارتباطی داشته باشد؟ مگر خالق متعال عاشق مخلوق خود نیست؟ این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق و معشوق هیچ رابطه ای وجود ندارد  ؟ مگر اساسی ترین و مهمترین نیاز انسان ، ارتباط با آفریدگار خود نیست . پس اگر فکر کنیم که او به این نیاز مهمتر از آب و غذای بنده ی خود بی اعتناست چگونه میتوان تصور کرد که خداوند بخشنده و مهربان است؟ اصلا چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه ای داشته باشد ؟ چرا نباید مخلوق خود را هر لحظه  هدایت کند؟   چرا نباید با بنده ی خود سخن بگوید؟ چرا گمان برده اید که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته ؟ آیا نعوذ بالله او تبعیضی میان بندگان خود قائل است ؟ چرا فکر می کنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته و زمانی دیگر ساکت شده است و اکنون نیز در سکوت بسر می برد ؟ ....

خداوند زنده و حاضر را بپرستید. زنده سخن می گوید . محبت می کند  ، فعال است ، زندگی می بخشد ، تغییر می دهد و دگرگون می کند . زنده ، می بیند ، می شنود ، می خواهد و اراده می کند ، آیا خالق و معبود شما زنده است ؟ ...

پروردگار تبارک و تعالی هر لحظه با مخلوقات سخن می گوید  و از این طریق آنان را پاک و هدایت می کند ، قدرت و زندگی می بخشد و محبت و نوازش می کند ... خداوند با ( به ظاهر ) پست ترین و برترین مخلوقات خویش یکسان سخن می گوید .... شنیدن این کلام سرچشمه ی شور و شادی و لذت و آرامش است. این کلام نیرودهنده و رهاننده است ... در وحی بسته شد اما آیا در الهامات نیز بسته شد ؟! ... آنان که خداوند را چنین زشت و خشن برای انسانها به تصویر کشیده اند  از عشق تهی گشته اند و آن که  از عشق خالی باشد ، هستی را نمی بیند  و آنچه می بیند گمان ها و توهمات خویش است ...

اگر چیزی نمی شنوید و نمی بینید   نه اینکه نیست و یا نباید باشد ، بلکه این شمایید که نمی بینید و نمی شنوید . این نقص شماست و نه خداوند ... در زندگی به کجا گوش سپرده اید ، متوجه که هستید  ، در اشتیاق چه به سر می برید ، به کجا خیره شده اید ، همان صدا را می شنوید و همان را می بینید که به سویش متوجه و مدام در حرکتید.

از سخنان استاد پیمان فتاحی ( استاد فتاح )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 16:5  توسط یار استاد  | 

 

آیا میکی موس را می‌شناسید؟ پس شما نیز یکی از ميليون‌ها نفری هستید که در سراسر جهان (از اسکیموهای آلاسکا تا زردپوشان معابد تبت) با این موش دوست داشتنی آشناييد. میکی موس، اولین نقشی است که والت دیسنی در سال 1928 در انیمیشن "قایق بخاری وایلی" خلق کرد. در دهه 1930 این کوچولوی دوست داشتنی بازیگوش، قلب تماشاچیان سراسر دنیا را فتح کرد و تبدیل به یک شهروند سطح بالا در همه قاره‌ها شد، ولی والت ‌ديسني به این موش بسنده نکرد. پینوکیو، گوفی، دامبو، پیتر پن، سفید برفی و هفت کوتوله از دیگر مخلوقات او هستند که والت دیسنی را به یک شخصیت معروف جهان تبدیل کردند. به راستی راز موفقیت والت دیسنی چه بود؟ خود، راز موفقیت خویش را چنین بیان می‌کند: «من رؤیا می‌بینم، رؤیاهایم را با اعتقاداتم وفق می‌دهم، شهامت ریسک‌پذیری دارم و بالاخره با استفاده از بصیرت خود، رؤیاهایم را به حقیقت تبدیل می‌کنم». زمانی که او یک بچه مدرسه‌ای بود، در کلاس نقاشی معلمش او را موظف کرد تا چند شاخه گل نقاشی کند. والت پس از نقاشی گل‌ها، در وسط هر کدام نیز یک صورت کشید. امروزه می‌توان از این کار به عنوان یک جوهره یا نبوغ نام برد، ولی معلم او اصلاً تحت تأثیر این کار قرار نگرفت و اصلاً حدس هم نمی‌زد که این کودک در آینده، به یکی از مشهورترین هنرمندان جهان تبدیل شود. هنگامی‌که والت دیسنی می‌خواست شرکت انیمیشن‌سازی خود را داير کند، از عموی خود 500 دلار قرض گرفت. عمویش اصرار می‌کرد که او پولش را به صورت نقد پس بدهد و هیچ علاقه‌ای نداشت که به ازاي پولش سهمی‌ از شرکت به نامش در نظر گرفته شود. چنانچه عمویش اجازه می‌داد که در سهام شرکت شریک شود، امروز به جای آن پانصد دلار، یک میلیارد دلار داشت، یعنی 200000 هزار برابر مبلغ اولیه. عوامل موفقیت والت دیسنی را اينطور مي‌توان خلاصه كرد: باز گذاشتن دامنه تصورات: والت دیسنی خیالبافی بزرگ بود و از محدود کردن دامنه تصوراتش ابا داشت. او نه تنها در مورد خود، بلکه در مورد کارمندانش نیز مشوق رؤیانگری و پرواز خیال در آسمان بی‌انتهای ذهن بود. والت دیسنی برای اینکه خلاقیت کارمندانش مملو از تازگی باشد و در مهار قید و بندهای سازمان پژمرده نشوند، همیشه از کارمندانش مشورت می‌طلبید و تلاشش آن بود که نظرات آنها را عملی سازد. توان ریسک پذیری: قدرت دیسنی به عنوان آفریننده‌ای خلاق و فوق تصور، ناشی از اشتیاق او به ریسک پذیری، تجربه نمودن و سرمایه گذاری در تمام وقت و منابع موجود در ماجراجویی‌های متهورانه و نو بود. هنگامی‌که او می‌خواست کارتون سفید برفی و هفت کوتوله را بسازد، مردم با طعنه به او گفتند که هیچ کس حاظر نیست 90 دقیقه پای یک کارتون بنشیند. اما والت دیسنی کسی نبود که از رؤیایش چشم بپوشد و کارتونی ساخت که کودکان و بزرگسالان را شیفته خود کرد. هنگامی‌که سیندرلا و هفت کوتوله را ساخت، 8 میلیون درآمد داشت، آنهم زمانی که بلیط سینما فقط چند پني بود. تلاش برای تحقق رؤیاها: دیسنی می‌دانست که تا زمانی رؤیاها به واقعیت تبدیل نشوند به همان صورت خیالی باقی خواهند ماند، ولی این کار به این آسانی‌ها هم نبود به خصوص که او با افرادی بدبین و شکاک روبرو بود که با دید بدبینانه به طرح‌هایش نگاه مي‌كردند. هنگامی‌که ایده‌ای به ذهن او می‌رسید، تمام تلاش خود را به کار می‌برد تا آن را به چیزی ملموس، خدمتی مطلوب و یا پروسه‌ای دلپذیر تبدیل کند. اغلب روش‌هایی که در تحقق ایده‌هایش به کار می‌گرفت غیر معمول بود. در شرکت دیسنی هیچ‌گاه اجرای ایده‌ها اتفاقی نبوده، بلکه به صورت پروسه‌ای از قبل طراحی شده انجام می‌پذیرفت. مهمان دانستن مشتری‌ها: والت دیسنی از کارمندانش می‌خواست تا محصولات را برای خودشان تولید نکنند بلکه از خواسته‌های مردم آگاهی داشته و برای آنها تولید کنند. در پارک‌های دیسنی لند نیز شعار او این بود: «بازدیدکنندگان میهمانان ما هستند». در پارک‌های دیسنی‌لند، از هر کدام از خدمه که سؤالی پرسیده شود، پاسخ خواهند داد و کسی نمی‌گوید این وظیفه ما نیست، از فلانی بپرسید! چنین برخورد محترمانه‌ای با مشتریان باعث شده که حدود 3 میلیون نفر در ماه از پارک‌های دیسنی‌لند بازدید کنند و 05 درصد عکس‌هایی که در آمریکا گرفته می‌شود، مربوط به این پارک‌ها باشد.

 

 مجله علم موفقيت شماره 18

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 17:5  توسط یار استاد  | 

كلام خداوند عشق است، عشقي كه سرور ابدي به همراه دارد. دريابيد عشق الهي را، آغوش بگشاييد و هديه خدا را پذيرا شويد...

(ايليا «ميم» رام الله)

 ****

 انرژي درمانگران می‌گویند ما از طریق انرژي‌درماني می‌توانیم بیماری‌های شما را درمان كنیم. بعضی از آن‌ها كه یا جرأت بیشتری دارند یا مخاطبان خود را نادان‌تر می‌پندارند می‌گویند ما حتی می‌توانیم بیماری‌های لاعلاج شما را درمان كنیم. جالب اینكه در همه كشورهای دنیا عده‌ای افراد ساده‌لوح پیرامون چنین افراد پرمدعایی (اگرچه برای مدت كوتاهی) جمع می‌شوند كه بازار آن‌ها را رونق می‌بخشند. هم‌چنین كتاب‌هایی درباره انواع روش‌های انرژی‌درمانی (اعم از متدهای ریكي، چي‌كنگ، پولاریتي، پرانیكي و غیره) وجود دارد كه وقتی آدم آن‌ها را ورق می‌زند، می‌بینید كه نویسندگان آن‌ها برای هر نوع بیماری یک تكنیک خاص انرژی‌درمانی را توصیه كرده و كمی هم توضیحات پیچیده را چاشنی آن كرده‌اند. آن‌ها به سبک كتاب‌های گیاه‌درماني قدیم كه برای هرگونه درد و بیماری یک گیاه یا معجون گیاهي را با قُسم و تأكید توصیه می‌کرد، طوری نوشته شده‌اند كه انگار همه بیماری‌ها را می‌شود با تكنیک‌های ابداعی آن‌ها درمان كرد حتی بیماری‌های صعب‌العلاج و برگشت‌ناپذیر را، آیا تا به‌حال كتاب‌های طبی قدیم را مطالعه كرده‌اید؟ من ده‌ها نمونه از آن‌ها را دیده‌ام. در این كتاب‌ها برای انواع مسائل، بیماری‌ها و نیازهای انسان نسخه‌هاي مطلق‌گونه‌ای وجود دارد كه اگر بخواهید آن‌ها را باور كنید پس باید بلافاصله اعتراف كنید كه انسان به پایان جهان رسیده و در آستانه رستگاري و دستیابی به كلیدهای زندگی جاودانه است. فی‌الواقع می‌توان گفت: كه بخش اعظم این كتب عبارت است از خرافات و بافته‌های توهمی و مقدار بسیار كمی هم كه ممكن است واقعیت داشته باشد كاملاً آمیخته با اشتباه و گزافه‌گویی است. حتی انتظار این‌كه یک صدم از مطالب چنین كتاب‌هایی كاملاً درست باشد انتظاری نسبتاً خوشبینانه است. تصورش را بكنید دانشمندان هزاران ساعت و گاهی ده‌ها سال تلاش می‌كنند تا بتوانند به یكی از كلیدهای درمان بیماری‌ها یا یک نوع بیماری خاص دست پیدا كنند. گاهی این تحقیقات كه عموماً‌ برای دانستن فقط یک نكته است. در كشورهای مختلف و توسط ده‌ها تیم تحقیقاتی و تخصصی به‌صورت هم‌زمان اجرا می‌شود و عموماً بعد از مدت‌ها تحقیق و صرف هزینه‌های زیاد و با توسل به پیشرفته‌ترین تكنولوژی‌ها اعلام می‌شود كه بالاخره دانشمندان به فلان نكته پی‌بردند. حالا وقتی آن كتاب‌ها را می‌خوانید، می‌بینید خروارها از این نكات در آن‌ها گنجانده شده و بلكه هر سطر چنین كتاب‌هایی خودش یكی از نكات كلیدی است! اگر این كتاب‌ها حتی ده درصد هم واقعیت داشتند و ادعاهایشان درست می‌بود می‌توانستیم ابطال و به صرفه نبودن دانش پزشكی مدرن و تحقیقات جدید را اعلام كنیم اما ده درصد واقعیت كه هیچ، دریغ از یک درصد. این موضوع تنها درباره كتب طب قدیم(خاصه كتب گیاه‌درمانی قدیمی) نیست. كتب علوم غریبه و مطالبی كه درباره اسرار كنترل و به‌كارگیری قدرت‌های درونی انسان وجوددارد و هم‌چنین كتبی كه درباره درمان‌هاي جادویي به‌ویژه انرژی‌درمانی سخن می‌گویند عیناً‌ همین حكایت را دارند و انگار همه آن‌ها ناخودآگاه بر اساس یک الگوی مشترک عمل می‌كنند. طبیعي است كه این نوشته‌ها بیان افكار و حرف‌ها و ادعاهای نویسندگان آن است. بنابراین چیزی كه درباره عملکرد چنین درمان‌گران و مدعیاني به چشم می‌خورد انعكاسی است از كتبی كه در این زمینه وجود دارد. یعنی درمان همه بیماری‌ها به آسانی! و با روشی ابتدایی و البته به‌طرزی بسیارسریع و مؤثر. رسیدن به اهداف بزرگ باطني و قصدهای فوق‌العاده درونی به شیوه‌ای برق‌آسا و با اتكاء به یک فرمول ظاهراً منطقی و متكی به یک تئوری كهن! ادعاهای چنین افرادی و به‌عبارتی تیتر یا فهرست چنین كتاب‌هایی حاوی مطالبی است مانند چاكراهای خود را از راه میان‌بر باز كنید! چشم سوم خود را با این روش بگشایید! روح‌تان را در چند روز به پرواز درآورید! رؤیابینی را در یک هفته استاد بشوید! بیماری‌های لاعلاج خود را با متد ایکس در یک تا چند چشم بهم زدن درمان كنید. با فلان تكنیک یوگا یا تكنیک تبتی و سرخپوستی رستگار بشوید و صدها دروغ و ادعاهای توخالی دیگر كه همه به‌هم شبیه هستند. آیا چیزی كه با ارزش و گران‌بهاست را می‌توان این‌قدر ارزان و ناچیز بدست آورد؟ آیا گنجِ بدون رنج می‌شود؟ آیا مروارید ریگ بیابان است كه هر كس هوس‌اش را كرد برود و یک كیسه مروارید جمع كند؟ معدن‌ها را باید اكتشاف و استخراج كرد یا اینكه معادن الماس و سنگ‌های گران‌بها در دسترس همه مردم است؟ آیا این ادعاها و گزافه‌گویی‌ها با قانون قربانی كه یكی از بنیادی‌ترین قوانین آسمانی است هماهنگی دارد؟ از طرفی اگر این ادعاها به این آسانی ساده‌لوحانه‌ای كه گفته شده، تحقق‌پذیر بود چرا تا به‌حال هیچ‌كس از طریق این راه‌ها به آن‌ها یا حتی قسمتی از خروار آن‌ها نرسیده است؟ این ادعاها برخلاف قوانین الهی و قوانین طبیعی و حتی قوانین ریاضیات و فیزیک و شیمی است. در این علوم قوانین و اصولی وجود دارد كه چنین پندارهای خام و موهومی را باطل بیان کرده و آن‌ها را سرابی زودگذر اعلام می‌كند. برای دانستن اسرار، هزار شرط لازم است كه از اولین آن‌ها محرمیت و ظرفیت و رازداري است. هر كس كه قیل و قال به راه انداخت و اسرار را داد زد این خودش دلیل بر بی‌خبری از سرّ و بیگانگی با اسرار است. اگر کسی دكان محصولات باطنی راه انداخت و محصولات جعلی خود را به قیمت ناچیز به معرض فروش گذاشت باید گفت که صاحب مغازه، اساساً‌ اهل باطن نیست و دلالی است در لباس فروشنده باطني. و اما یكی از آشفته بازارهای داغِ ادعاهای باطنی، ادعای درمان همه بیماری‌ها با انرژی‌‌‌درمانی و روش‌های آن است. بنده قصد ندارم بگویم كه انرژی‌درمانی و كلیه روش‌های مشابه آن خالی از هرگونه اثر درمانی است بلكه واقعیت این است كه انرژی‌درمانی و بعضی دیگر از روش‌های طب مكمل توانسته‌اند تأثیرات كاملاً‌ محدود و مشخص را (در مورد بعضی از بیماری‌ها و ناخوشی‌های معین) از خود به‌جا بگذارند البته وقتی كه این روش توسط افراد مجرب و معتبر و عموماً بی‌ادعا انجام شده است. چنین تأثیراتی اكثراً‌ نقشی مكمل و جنبی را در درمان بیماری‌ها و رفع دردها و ناراحتی‌ها داشته است و به ندرت بیماری قابل توجهی دیده شده كه توسط یک انرژی درمانگر درمان شده باشد. می‌توان تأثیر انرژی‌درمانی را هنگامی كه به‌درستی و توسط افراد ماهر و توانا انجام می‌شود، به تأثیر قرص‌های ویتامین و دارویی، مانند آسپرین تشبیه كرد. اما ادعای اینكه انرژی‌درمانی یا روش‌های مشابه، عملكردی در حد داروهای معجزه‌آسا و ختم‌كننده دارند یا تأثیر آن‌ها مشابه اعمال جراحی است، ادعایی غیرواقعی و غیرقابل قبول است. البته ماهران انرژی‌درمانی هرگز چنین ادعایی نداشته‌اند بلكه بالعكس این افراد صرفاً واقعیت‌های محدود كار خود را مورد تأیید قرار می‌دهند. این دیدگاه یک دیدگاه تجربی و مقایسه‌ای است اما از نظر تحقیقات علمی همین اندازه اندک از ادعا هم مردود است. از نظر انجمن‌های پزشكی و تخصصی آمریكا و اروپا، انرژی‌درمانی و روش‌های مشابه(مانند یوگادرمانی و …) به‌عنوان روش‌‌هایی درمانی، غیرقابل قبول بوده و نمی‌توان آن‌ها را در ردیف متدهای درمان به حساب آورد. این انجمن‌های تخصصی بارها گفته‌اند كه هنوز به نتیجه قانع‌كننده‌ای درباره مؤثربودن چنین روش‌هایی دست‌نیافته‌اند و هنوز نمونه‌ای را پیدا نكرده‌اند كه بتواند اثبات‌كننده ادعاهای انرژی‌درمان‌گران باشد. آن‌ها اثرات بسیار محدود انرژی‌درمانی و متدهای مشابه را اساساً‌ به تأثیرات تلقینی و پلاسبویی (دارونمایی) این‌گونه روش‌ها نسبت می‌دهند و برای اثبات این نظر دلایل مختلفی را ذكر می‌كنند. در اینجا لازم است نكته مهمی را یادآوری كنم و آن تفاوت اساسی انرژی‌درمانی و موارد هم‌خانواده آن، با واقعیت‌های بسیار بدیهی و محكمی مانند تأثیر دعا، شفای الهی، توسل و ارتباط الهی است. بدون شک روش‌های بسیار كهنی مانند شفای الهی كه ریشه در كلام خداوند داشته و بر مبنای وجود خداوند استوارند غیرقابل مقایسه با روش‌های ابداعی و قارچ‌گونه‌ایست كه در این زمان در همه جا پیدا می‌شود. مقایسه این دو طیف از روش‌ها مقایسه میان نور و سایه است. مقایسه میان جواهرات واقعی و جواهرات جعلی و بَدلی. واقعیت‌های كلام خدا و حقانیت وعده‌های الهی و ارتباط الهی كجا و ادعاهای جاعلانه و جاهلانه مدعیان بی‌عمل و توخالی كجا؟ این كجا و آن كجا؟ به قولی«این كمترین‌اش خیلی زیاد است و آن بیشترین‌اش خیلی كم است».

پِریا (شباب حسامی)

«ببينيد بشنويد و در يابيد» .

 (ايليا رام الله)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 15:6  توسط یار استاد  |