تبليغاتX
یاران وفادار استاد پیمان فتاحی - رؤياهايم را به حقيقت بدل مي‌كنم

یاران وفادار استاد پیمان فتاحی

 

آیا میکی موس را می‌شناسید؟ پس شما نیز یکی از ميليون‌ها نفری هستید که در سراسر جهان (از اسکیموهای آلاسکا تا زردپوشان معابد تبت) با این موش دوست داشتنی آشناييد. میکی موس، اولین نقشی است که والت دیسنی در سال 1928 در انیمیشن "قایق بخاری وایلی" خلق کرد. در دهه 1930 این کوچولوی دوست داشتنی بازیگوش، قلب تماشاچیان سراسر دنیا را فتح کرد و تبدیل به یک شهروند سطح بالا در همه قاره‌ها شد، ولی والت ‌ديسني به این موش بسنده نکرد. پینوکیو، گوفی، دامبو، پیتر پن، سفید برفی و هفت کوتوله از دیگر مخلوقات او هستند که والت دیسنی را به یک شخصیت معروف جهان تبدیل کردند. به راستی راز موفقیت والت دیسنی چه بود؟ خود، راز موفقیت خویش را چنین بیان می‌کند: «من رؤیا می‌بینم، رؤیاهایم را با اعتقاداتم وفق می‌دهم، شهامت ریسک‌پذیری دارم و بالاخره با استفاده از بصیرت خود، رؤیاهایم را به حقیقت تبدیل می‌کنم». زمانی که او یک بچه مدرسه‌ای بود، در کلاس نقاشی معلمش او را موظف کرد تا چند شاخه گل نقاشی کند. والت پس از نقاشی گل‌ها، در وسط هر کدام نیز یک صورت کشید. امروزه می‌توان از این کار به عنوان یک جوهره یا نبوغ نام برد، ولی معلم او اصلاً تحت تأثیر این کار قرار نگرفت و اصلاً حدس هم نمی‌زد که این کودک در آینده، به یکی از مشهورترین هنرمندان جهان تبدیل شود. هنگامی‌که والت دیسنی می‌خواست شرکت انیمیشن‌سازی خود را داير کند، از عموی خود 500 دلار قرض گرفت. عمویش اصرار می‌کرد که او پولش را به صورت نقد پس بدهد و هیچ علاقه‌ای نداشت که به ازاي پولش سهمی‌ از شرکت به نامش در نظر گرفته شود. چنانچه عمویش اجازه می‌داد که در سهام شرکت شریک شود، امروز به جای آن پانصد دلار، یک میلیارد دلار داشت، یعنی 200000 هزار برابر مبلغ اولیه. عوامل موفقیت والت دیسنی را اينطور مي‌توان خلاصه كرد: باز گذاشتن دامنه تصورات: والت دیسنی خیالبافی بزرگ بود و از محدود کردن دامنه تصوراتش ابا داشت. او نه تنها در مورد خود، بلکه در مورد کارمندانش نیز مشوق رؤیانگری و پرواز خیال در آسمان بی‌انتهای ذهن بود. والت دیسنی برای اینکه خلاقیت کارمندانش مملو از تازگی باشد و در مهار قید و بندهای سازمان پژمرده نشوند، همیشه از کارمندانش مشورت می‌طلبید و تلاشش آن بود که نظرات آنها را عملی سازد. توان ریسک پذیری: قدرت دیسنی به عنوان آفریننده‌ای خلاق و فوق تصور، ناشی از اشتیاق او به ریسک پذیری، تجربه نمودن و سرمایه گذاری در تمام وقت و منابع موجود در ماجراجویی‌های متهورانه و نو بود. هنگامی‌که او می‌خواست کارتون سفید برفی و هفت کوتوله را بسازد، مردم با طعنه به او گفتند که هیچ کس حاظر نیست 90 دقیقه پای یک کارتون بنشیند. اما والت دیسنی کسی نبود که از رؤیایش چشم بپوشد و کارتونی ساخت که کودکان و بزرگسالان را شیفته خود کرد. هنگامی‌که سیندرلا و هفت کوتوله را ساخت، 8 میلیون درآمد داشت، آنهم زمانی که بلیط سینما فقط چند پني بود. تلاش برای تحقق رؤیاها: دیسنی می‌دانست که تا زمانی رؤیاها به واقعیت تبدیل نشوند به همان صورت خیالی باقی خواهند ماند، ولی این کار به این آسانی‌ها هم نبود به خصوص که او با افرادی بدبین و شکاک روبرو بود که با دید بدبینانه به طرح‌هایش نگاه مي‌كردند. هنگامی‌که ایده‌ای به ذهن او می‌رسید، تمام تلاش خود را به کار می‌برد تا آن را به چیزی ملموس، خدمتی مطلوب و یا پروسه‌ای دلپذیر تبدیل کند. اغلب روش‌هایی که در تحقق ایده‌هایش به کار می‌گرفت غیر معمول بود. در شرکت دیسنی هیچ‌گاه اجرای ایده‌ها اتفاقی نبوده، بلکه به صورت پروسه‌ای از قبل طراحی شده انجام می‌پذیرفت. مهمان دانستن مشتری‌ها: والت دیسنی از کارمندانش می‌خواست تا محصولات را برای خودشان تولید نکنند بلکه از خواسته‌های مردم آگاهی داشته و برای آنها تولید کنند. در پارک‌های دیسنی لند نیز شعار او این بود: «بازدیدکنندگان میهمانان ما هستند». در پارک‌های دیسنی‌لند، از هر کدام از خدمه که سؤالی پرسیده شود، پاسخ خواهند داد و کسی نمی‌گوید این وظیفه ما نیست، از فلانی بپرسید! چنین برخورد محترمانه‌ای با مشتریان باعث شده که حدود 3 میلیون نفر در ماه از پارک‌های دیسنی‌لند بازدید کنند و 05 درصد عکس‌هایی که در آمریکا گرفته می‌شود، مربوط به این پارک‌ها باشد.

 

 مجله علم موفقيت شماره 18

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 17:5  توسط یار استاد  |